على محمدى خراسانى
31
شرح مكاسب (فارسى)
آندسته از صناعاتى را حرام كرده است كه سر تا پا فساد است و هيچ جهت صلاحى در آن ديده نمىشود مثل ساختن كمانچه و وسيلهء ساز و آواز ، مزمار و نى ، شطرنج و هرگونه آلات لهو و لعب و انواع صليبها و بتها و ساختن انواع مشروبات حرام كه يا مستىآور و يا كشنده و يا مسمومكننده است و . . . اينها ممنوع هستند . و ما يكون منه : اى ما يكون الفساد من قبله بان يكون مقدمة له ، و ما يكون فيه : اى ما يكون الفساد فى نفسه . و لا يكون منه و لا فيه . . . اين از عطف لازم بر ملزوم است زيرا كه وجوه فساد محض ملازم است با عدم الصلاح اصلا نه اينكه عطف تفسير باشد حتى يكون المدار فى حرمة الصناعة على فقدان جهة الصلاح و لو لم يكن فيه جهة الفساد و آنگاه حكم فاقد الجهتين مسكوت باشد و با اصل عملى روشن شود . و معناى عبارت اينست كه هر آن چيزى كه مقدمه فساد محض است و يا علت تامّه فساد است و هيچ جهت صلاحى در او نيست تعليم و تعلم آنها و عمل بواسطه آن ابزار و اخذ اجرت بر آنها و هرنوع تقلب و تصرف در آنها از همه حركات كه در اين راه انجام شود همه و همه حرام است . قوله : الا ان يكون : در واقع تكرار ماسبق است يعنى مگر صناعتى باشد كه گاهى در جهت منافع حلال صرف مىشود اگرچه در جهت حرام هم مصرف دارد و عدهاى از آنها سوءاستفاده هم مىكنند ولى به لحاظ جهت صلاح ، تعليم و تعلّم آنها و كار كردن بوسيلهء آن صناعات حلال است و بر كسى كه در جهت حرام استفاده كند حرام است و گناهش به گردن او است ربطى به صنعت ندارد . در پايان مىفرمايد : اين بود تفسير و تحليل و بيان انواع و اقسام معايش